صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٥
جوریش کرده، همچو فلجش کرده که هر چه، هر چه واقع بشود به نظر او چیزى نیست، او مشغول عیش و عشرتش باشد کافى است، اینطور دارند درست مىکنند. ریشه این مملکت را اینها از بین بردند و دارند مىبرند. هر مملکتى به نیروى انسانیش مملکت است. اگر نیروى انسانى در کار نباشد مملکت دیگر مملکت نیست. اینها نیروى انسانى دارند از بین مىبرند. همه جا نیروى انسانى از بین رفته است و خشکیده است تقریباً، پس ایشان اگر بروند استقلال فرهنگى از بین مىرود! کدام استقلال داریم که از بین برود؟ حالا شما بروید، استقلال مىرود! این چه جور مىشود دیگر، مملکت ما چه مىشود، استقلالش از بین مىرود و ما استقلال مىخواهیم.
اصلاحات ارضى و صنایع مونتاژ حربهاى براى استعمار اقتصادى
درد مملکت ما این است که استقلال ندارد، نه استقلال فرهنگ دارد، نه استقلال ارتش دارد، نه استقلال اقتصاد دارد. اقتصادش وابسته است، یک کار صحیح نمىکنند اینها، یک اقتصاد وابستهاى که مونتاژ است به اصطلاح خودشان، باید از خارج بیاورند، بخرند، ما مصرف هستیم، بیاوریم مصرف کنیم، یک مملکت مصرفى هستیم. یک زراعتى این ایران داشت، یک زراعت و کشاورزى ایران داشت که محتاج نبود به خارج یعنى صادر مىکرد صادر کننده بود یعنى یک ناحیه آذربایجانش ممکن بود ایران را اداره بکند، یک ناحیه خراسانش یا فارسش ممکن بود که ایران را اداره بکند، حالا رسیده به آنجائى که خود اینها در حساب مىگویند که ٣٠ روز یا ٣٣ روز ما براى مملکت مان چیز داریم بقیهاش را باید دستمان را دراز کنیم به غیر.
تمام این جهاتى که این مملکت ما ممکن الاستفاده بوده است، تمامش را به غیر دادهاند، ملى کردهاند مراتع را. اینهائى که من عرض مىکنم، به من اشخاص با سند نوشتهاند، من الان پیشم نیست مع الاسف آن را به نجف فرستاده بودند، آنجاها هست (حالا گم شده یا چیز شده، نمىدانم) که بهترین مراتع (مرتع یک طرفى بود که نوشته بود مراتع کجا)، بهترین مراتع که وقتى کارشناسهاى انگلستان آمدند آنجا گفته بودند بهترین مراتع، مرتع فلان جاى ایران است که در آن همه چیز دامدارى مىشود کرد و این را به ملکه انگلستان و یک دسته دیگرى دادند. این مراتع. جنگلهاى ما ملى شده است. جنگل را هم دادند به یک دسته دیگر. اصلاً دارند، همین طور ریختهاند سر این سفره و همه دارند مىچاپند، یک قدرى از آن هم به جیب ایشان مىرود و براى حفظ ایشان است. اینکه مىبینید که از هر گوشه صدا در مىآید به اینکه ما طرفدار هستیم، عاشق چشم و ابروى کسى نیستند آنها آنها نفت ما را مىخواهند، بهتر از این کسى نیست که نفت ما را به آنها بدهد. اینها مىخواهند که یک مملکتى به اسم اصلاحات ارضى یک بازار بشود براى آمریکا. آمریکا گندمهایش را مىریخت دور، توى دریا مىریخت، حالا بهتر از این چى که بدهد به ایران و از آن نفت بگیرد، از آن پول بگیرد. یک مملکتى را دامداریش را بکلى از بین بردند، زراعتش را بکلى از بین بردند، مراتعش را به غیر دادند، همه چیز آن را از بین بردند و الان شما براى همه چیز محتاجید که اگر یک وقت جلویش را بگیرند، مملکت ایران